یک روز خواهم آمد
وقتی که مهر زیباست
عشق از سر بلندی
رنگ حریر دریاست
بدرود ای عزیزم
تا فصل دیگر خواب
تا بیت بعدی شعر
تاکوچِ نرمِ مهتاب
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•**•.¸تاج ماه¸.•**•.¸¸.•*
تو را می خواهمت حالا همین جا
همین حالا که طوفانی است دریا
در این ابر و در این افسونِ باران
بر این ساحل که تازه می کند جان
همین جا که به لب آورده کف موج
صدای خنده ی ساحل رسد اوج
تو را می خوانمت بر روی قایق
کنار رقص ماهی های عاشق
میان بوی باران، سبزه و سنگ
در این رنگین کمان پاکِ هفت رنگ
تو را نزدیک خود نزدیک دریا
تو را امروز می خواهم نه فردا
درون قایقی بر آب خفته
که آرامش در آن هر سو نهفته
تو را می خواهمت بی هیچ صبری
به رنگ آبی عاشق، نه ابری
کمی عشق و شراب ِ سرخ و دریا
تو را امروز می خواهم نه فردا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•**•.¸تاج ماه¸.•**•.¸¸.•*

چادرم
...گُلدار است
گُلش از جنسِ بلور
لبه اش گل دوزی
مثل شیشه
... مثل نور
چادُرِ گلدارم
با من است
... وقت نماز
از سَرِ حاجت من
می پرد
تا که بلندای
... نیاز
از پسِ چادر من
دشتِ بی گل
ز اقاقی
... لبریز
برگ غم می ریزد
از سر چادرِ من
چون
... پاییز
تا دَمِ خانۀ دوست
از سر چادرِ من
یک قدم برداری
بی درنگ
... منزل اوست
مِهر
از دل چادر من
شکل حقیقی دارد
نه، به رنگِ رویا است
از سر چادر من
عشق
بی هیچ گمانی
زیباست.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•**•.¸تاج ماه¸.•**•.¸¸.•*

... دلم پرواز
تنم پرهای بی اندازه می خواهد
دلم یک شهر دیگر
یک هوای تازه می خواهد
نفس می خواهم از رنگ بلورِ ماه
نگاهی تازه و یک عشق پرآوازه می خواهد...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•**•.¸تاج ماه¸.•**•.¸¸.•*

نخند به سادگیم
گمان مبر نمی دانم
که با نگار دگر، جور گشته ای
گمان مبر که رفتی و شدی پنهان
ز افکارمن دور گشته ای
هنوز خوش است دلم
به خاطراتِ شیرینم
هنوز به عشقِ تو سجده می کنم
به رسم دیرینم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•**•.¸تاج ماه¸.•**•.¸¸.•*

کاش تو دریای چشات یه قطره بارون می شدم
واسه روز دل خوشیت آینه و شمعدون می شدم
تو برام آوازمی خوندی مثل بلبل توی باغ
من مث غنچه ی گل دوباره خندون می شدم
کاش دوباره می رسید فصل بهار دلمون
با نوای عشق تو شکوفه بارون می شدم
تو چشامو می گرفتی از عقب؛ که من کیم؟!
من واسه بوی دسات، دوباره حیرون می شدم
چی می شد یه بار دیگه از زیر چشم نگام کنی
صورتم رنگ بگیره، دوباره گلگون می شدم
گل می گفتیم، روی تخت کنار رود جاجرود
من واسه گل کلامت مثل گلدون می شدم
من به قربون چشای خوشگل و پر از صفات
کاش به دست عشق تو دوباره زندون می شدم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 1:25 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•**•.¸تاج ماه¸.•**•.¸¸.•*

اگر دنیا بگیرد جمله آتش
اگر آتش بگیرد جان سرکش اگر دریا به کام دشت ریزد زمین بر ابرها باران بریزد تو را می خواهمت ای جان شیرین بگو عشقم تویی، ای عشق دیرین زبان بگشا که سرتا پا شرارم نمی دانی، برایت بی قرارم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 1:3 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•**•.¸تاج ماه¸.•**•.¸¸.•*

از ساعت ديدار تو، من جاماندم
من خدا كه نه، ولي چه تنها ماندم
از پاي درخت بيد، مجنون رفتي
تو رفتي و من هنوز ليلا ماندم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:1 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•**•.¸تاج ماه¸.•**•.¸¸.•*

شاید دوباره چشمت ، روشن کند جهانم
روزی نگاه گرمت، آتش زند به جانم
شاعر شوم دوباره، از شوقِ روی ماهت
شعری بگویم از گل، فرشش کنم به راهت
بر ماه آسمان سوز ، نقشی کشم ز یادت
نقّاش خوانیم چون، افتد بر آن نگاهت
شاید ببینی آخر ، من را که پُر ز عشقم
شاید کتاب عشقی ، در وصف تو نوشتم
با یک کلام کوچک، از عشق جان بگیرم
شاید درون قلبت، از عشق تو بمیرم
از شوق رنگ گیرد، جامِ شراب و ساقی
آن شب به شور خوانیم ، آواز " گل نراقی"
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط *•.¸¸.•**•.¸تاج ماه¸.•**•.¸¸.•*





