![]() |
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
![]() |
|
امید
|
می پرم، تا بلکه رویت را ببینم در سپیدار افق در تنم ، قلبم به لرزه آمده دروقت دیدارت زشوق
در میان ابرها می چرخم از بین نسیم و ماه و باد در درونم موج رنگینی شده بیدار، گشتم شاد شاد
رنگ دریا می شود چشمم ، تنم پُرمی شود از نور و پَر شوق دیدارت ، مرا لبریز رفتن کرده و عشق ِ سفر
روی امواجی سپید، گل داده صد یادنگاهِ مست تو می دهد گل آرزوهایم... اگر بوسه زنم بر دست تو
کم کمک، باران گرفته می زند بر شیشه افکار من می دود درهم، هزاران رنگ زیبا در میان خواب من
محو می گردد پَر وبی بال می گردم به آنی در خیال در میانِ بسترم، صبحی پُر از افسوس و امیدِ محال
|
|
2 نوشته شده در
جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 9:7 قبل از ظهر توسط *•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی خط خطی های این وب لاگ سروده و نوشته شده به وسیله تاج ماه بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .
*•.¸¸.•*تاج ماه *•.¸¸.•* کی رفته ای ز دل ؟که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته؟که پیدا کنم تو را غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را |
|
RSS
|
style>body{cursor: url('http://none-shadow.persiangig.com/rose.cur')}